مدیر عامل دستگاه فروش خودکار

با مدیر عامل اسپادانا آقای محمد جواد طوسی در مورد ایده دستگاه وندینگ، نحوه شکل گیری شرکت اسپادانا و… صحبت کردیم.

لطفا خودتون رو معرفی کنین

بسم الله الرحمن الرحیم

بنده طوسی هستم؛ کارشناس مکانیک از دانشگاه آزاد مشهد. سال 72 فارغ التحصیل شدم. دیپلم هنرستان در رشتۀ ماشین ابزار دارم. از کودکی در محیط فنی بزرگ شدم و به همین دلیل به مسائل فنی علاقه پیدا کردم. تقریبا از سال 75 وارد صنعت شدم. تا سال 77 در شرکت‌های مختلف ماشین‌سازی و صنایع فلزی کار کردم. سال 77 وارد شرکتی شدم که دریچه و تجهیزات هیدرومکانیک سد را تولید می‌کرد. حدود ده سال در این زمینه در چندین شرکت فعالیت داشتم. کارمند بودم اما گاهی به صورت پیمانی پروژه‌ای را انجام می‌دادم. به صورت شخصی چندین بار در زمینه‌های صنعت و خودرو کسب و کاری را شروع کردم اما هر کدام نیمه کاره رها شد(به دلایلی) و به نتیجۀ طولانی مدت منتهی نشد.

سال 87 وارد گروه خودروسازی بهمن شدم. در آنجا با مهندس پنیریان آشنا شدم. به مدت 6 ماه با هم همکار بودیم. تصمیم گرفتیم کاری را بیرون از آن شرکت با یکدیگر آغاز کنیم که اسپادانا شکل گرفت.

آیا پدر شما در حوزه فنی کار می‌کرد؟

بله. پدر بنده فنی بودند و در این زمینه بسیار قوی کار می‌کردند. در زمینۀ خودرو تخصص داشتند و البته در زمینه‌های دیگر، از جمله برق، الکترونیک و… سررشته داشتند. استاد دانشگاه بودند و اتومکانیک تدریس می‌کردند. به همین دلیل بنده نیز علاقه مند به خودرو و مکانیک شدم. می‌توانم بگویم که این حرفه را به صورت ارثی دنبال کردیم.

می‌تونیم بگیم که پدرتون تأثیر گذار بودند بر روی این علاقه شما به مسائل فنی و مکانیک؛ درسته؟

بله. حتی ریشۀ بسیاری از آموزش‌هایی که بنده بلدم از پدرم است.

شرکت اسپادانا چگونه شکل گرفت؟

سال 87 آقای مهندس پنیریان از گروه بهمن خارج شدند. از قبل از رفتن ایشان، در نظر داشتیم که کاری را به صورت اشتراکی انجام دهیم که با خارج شدن ایشان از آن جا فکر کار اشتراکی قوت گرفت. چندین جلسه با هم راجع به گزینه‌های مختف صحبت کردیم تا موضوع کار خود را مشخص کنیم.

فروش خودکار چای اسپادانا

شما از گروه بهمن خارج شدین… آیا به این فکر نبودین که حقوق ثابتی که ماهیانه میگیرین قطع میشه و ممکنه توی کار جدیدتون شکست بخورین؟

دوست نداشتم حقوق بگیر باقی بمونم. البته از ابتدای کارم کارمند بودم اما چند ماه بود که پروژه میگرفتم.

یادم هست که در همان زمانی که تجهیزات سد را تولید میکردیم یک پروژه گرفته بودم در همان زمینه. 8 صبح تا 5 بعد از ظهر در شرکت بودیم و بعد از آن تا 2 صبح برای پروژه کار میکردیم. 3 ماه به چنین وضعی گذشت. سرما و گرما جلوی ما را نمیگرفت و ما را پشیمان نمیکرد. خلاصه که دوست داشتم برای خودم کار کنم هر چند حقوق کارمندی من کم نبود. این بود که از گروه بهمن بیرون آمدم.

این تصمیم شما از فردی که تنها پروژه میگیرد و زندگی میکند جسارت بیشتری میخواست؟

بله! جسارت خیلی بالاتری میخواهد. پشتوانه مالی خوب در کنار پشتکار و تجربه. اما پروژه یک کار فنی مقطعی هست. هزینه ها را کارفرما تقبل میکند.

بعد از فکر و بحث زیادی به دستگاه وندینگ رسیدیم. اولین وندینگ ای که قرار بود بسازیم، دستگاه فروش خودکار نوشیدنی گرم و به خصوص چای بود. استدلال ما این بود که مردم ایران بیش از هر نوشیدنی ای چای مصرف میکنند. البته این مطلب برای آن موقع صحت داشت و با گذر زمان و افزایش تعداد کافی شاپ ها و کافه ها مردم بیشتر به قهوه و نوشیدنی های غیر از چای روی آورده اند. هنوز که هنوزه پذیرایی های ما ایرانی ها چای جایگاه خود را دارد.

وقتی وارد فرآیند ساخت این دستگاه شدیم فهمیدیم که اگر چای این دستگاه دم شده باشد، کهنه میشود و ارزش، لذت و مزۀ آن به تازه دم بودن آن ارتباط بسیار زیادی دارد. ما اطلاعات مربوط به میزان و زمان خرید مردم از این دستگاه را نداشتیم. همچنین استفاده از چای بسته ای(tea bag) ارزش دستگاه را پایین می‌آورد و البته مشکلات فنی نیز داشت. به همین صورت گزینۀ وندینگ چای خط خورد و به سراغ قهوه رفتیم. مدتی طول کشید تا دستگاه فروش خودکار قهوه تولید و آماده شد. سال 88 به صورت رسمی کار خود را شروع و شرکت توسعه اندیش اسپادانا را ثبت کردیم.

شرکت توسعه اندیش اسپادانا

در حین ساخت دستگاه بودیم که به فکرمان رسید که به جای اینکه دستگاه وندینگ نوشیدنی گرم تولید کنیم دستگاه دوقلو بسازیم که علاوه بر قهوه، کیک و تنقلات ارائه دهد. دستگاه از دو قسمت گرم و سرد تشکیل میشد. پیچیدگی های قسمت سرد(مربوط به تنقلات) کمتر بود. در قسمت گرم هدف ما این بود که حدود 10 نوع نوشیدنی مختلف داشته باشیم، 6 مخزن پودر داشت که با نسبت خاصی ترکیب میشد تا محصول مورد نظر حاصل شود. این کار نیز سختی هایی داشت؛ میزان ترکیب هر یک از آنها، نیاز به آب جوش، چسبندگی آنها(چسبیدن آن ها به مسیر و در نهایت بند آمدن آن پس از 4 خرید) و… . حدود 1.5 سال بر روی این دستگاه کار کردیم. قسمت تنقلات آن مشکلی نداشت و راه اندازی شده بود اما قسمت نوشیدنی گرم، تا نیمه کار پیش رفته بودیم.

در آن زمان دستگاه وندینگ نوشیدنی گرم وجود داشت… به دنبال این نرفتید که از مکانیزم این دستگاه ها برای حل مشکل دستگاه های فروش خودکار اسپادانا استفاده کنید؟

دستگاه تنقلات بیشتر نظر ما را جلب کرده بود. فرصت هم نمیشد که روی ان فکر کنیم. کارهای تولید و برنامه ریزی برای ان، خریدها و رسیدگی به امور دفتری و… فرصت برای ما باقی نمیگذاشت.

طراحی‌های بیشتری از دستگاه سرد انجام دادیم و در صورت نیاز آن را اصلاح میکردیم. یک خانه کوچک در پل گیشا گرفته بودیم و حدود 15 دستگاه وندینگ تولید کردیم. فضای کوچکی بود و این کار تولید را سخت میکرد. از این 15 دستگاه فروش اتوماتیک، 2 دستگاه نوشیدنی گرم دو قلو بود و بقیه دستگاه وندینگ تنقلات ساخته شد. به مدت سه سال در آن ساختمان بودیم.

در سال 91 عضو پارک فناوری پردیس شدیم و در خیابان نوآوری 7، یک مکان بزرگتر گرفتیم. تولیدات خود را ادامه دادیم. برخی از دستگاه ها فروش رفت و برخی نیز فروخته نشد. اولین دستگاه خود را به شرکت پارس آنلاین فروختیم. همچنین یک دستگاه وندینگ در دفتر مرکزی پارک قرار دادیم.

پس از آن دستگاه‌های جدیدی تولید کردیم. تعدادی دستگاه به مشهد و دیگر شهرها فروختیم.

نام دستگاه هایی که فروختین چی بود؟

ابتدا نامگذاری روی دستگاه‌های وندینگ اسپادانا نکرده بودیم. اولین دستگاهی فروش خودکار دوقلو بود که ساختیم نامگذاری نکردیم اما پس از آن که دستگاه های فروش اتوماتیک جدیدتر آماده شد این دستگاه دوقلو، دستگاه‌های کلاسیک نسل اول نامگذاری شد.

دستگاه وندینگ

ولی افتاد مشکل‌ها!!!

  • استفاده از تجربه دیگران: یکی از اشکالات بزرگ ما این بود که از ابتدا از روی یک دستگاه خارجی نمونه سازی و مهندسی معکوس نکردیم. خودمان از ابتدا چرخ را اختراع کردیم. به همین دلیل زمان، عمر و هزینۀ زیادی از دست دادیم. البته در آن زمان به این کارمان افتخار می‌کردیم و فکر می‌کردیم این کار درست است. فکر می‌کردیم که این کار ما «تقلب نکردن» است. بعدها فهمیدیم که اشتباه می‌کردیم.

برای مثال به این فکر بودیم که ممکن است از دستگاه سرقت صورت گیرد. اما فکر همه جا را نکرده بودیم. بعد از اینکه چندین بار از دستگاه دزدی شد فهمیدیم که فکر کجاها را نکرده بودیم. حتی اگر یک دستگاه از فولاد ساخته شده باشد و در آن را جوش دهید باز هم راهی برای سرقت از آن وجود دارد. با این حال همواره برای آن مشکل ها راه حل می یافتیم و اجرا میکردیم.

  • تلاش های پولی و مالی: به همین صورت جلو رفتیم و فروش قابل توجهی نداشتیم. درآمد کمی داشتیم و حتی نمی‌توانستیم حقوق پرسنل خود را بدهیم. با وام و هزینه‌های شخصی امور شرکت می‌گذشت. این وضعیت تا سال 94 ادامه پیدا کرد.
  • بازاریابی و بازارسازی: سال 94 در خیابان نوآوری 2 ساختمان کنونی شرکت توسعه اندیش اسپادانا خریداری شد. فضای بیشتری در اختیارمان قرار گرفت و امکانات بیشتری داشتیم. وسعت کار ما بیشتر شد اما در جذب مشتری همچنان همچون گذشته بودیم. دستگاه‌هایمان فروش نمی‌رفت. تقریبا هر چه پول در آورده بودیم خرج این کار کردیم و کار طاقت فرسا شده بود. به این سمت رفتیم که اسپادانا را تعطیل کنیم. ما محصولی را انتخاب کرده بودیم که هیچکس آن را نمی‌شناخت. اما برای مثال تولیدکنندۀ تلویزیون این مشکل را ندارد. تلویزیون برای مشتری‌ها تعریف شده است. اما وندینگ به این صورت نبود. باید برای مشتری توضیح می‌دادیم دربارۀ این محصول. هیچکس وندینگ را نمی‌شناخت و نمی‌دانست دربارۀ چه چیزی صحبت می‌کنیم. پیدا کردن مشتری سخت بود، مجاب کردن او برای خرید دستگاه کاری سخت تر.
شرکت توسعه اندیش اسپادانا

همچنین یکی از مشکلات ما این بود که به این علت که تیراژ تولید ما پایین بود قیمت‌ دستگاه گران در می‌آمد. برای مثال در سال 90 که قیمت پراید 8 میلیون تومان بود دستگاه ما نیز 8 میلیون قیمت داشت. در پراید تکنولوژی های بسیاری به کار رفته بود درحالی که در دستگاه وندینگ ما به کار نرفته بود. به این دلیل مجاب کردن مشتری برای خرید دستگاه کار سختی بود.

همچنین مشکلاتی برای خریدار دستگاه وندینگ به وجود می‌آمد. مثل این بود که آن سازمان یا شرکت یک سوپرمارکت خریده باشد. باید برای آن جنس تهیه کند، حساب و کتاب آن را داشته باشد، آن را تمیز کند، جنس‌ها را در جایی انبار کند و تمامی مسائلی که یک سوپرمارکت با خود دارد اما با یک تغییراتی. مشتری با خود می‌گفت که اگر یک آبدارچی استخدام کنم لیستی تهیه کند و از سوپرمارکت خریداری کند دردسر کمتری دارد. علاوه بر این، این دستگاه خرابی دارد، تعمیرات می‌خواهد. مخصوصا ابتدای کار که دستگاه‌ها اشکالات زیادی داشتند….

فروش خوبی نداشتیم و از طرفی هم دوست نداشتیم کاری که اینقدر برایش زحمت کشیده بودیم رها کنیم. اشکال کار ما این بود که تا ان موقع تنها به فکر فروش دستگاه بودیم. ما در حالت خیلی خوب می توانستیم 10 دستگاه در سال بفروشیم.

به دنبال این رفتیم که این مساله را حل کنیم. راه حلی پیدا کردیم. ما دستگاه را تولید میکردیم به جهت بهره برداری. درواقع به مشتری میگفتیم که نیازی به خرید دستگاه نیست؛ تنها یک فضای 1*1 به ما بدهید. شارژ، تعمیر، تمیزکاری دستگاه و بقیه ی موارد را خودمان انجام میدهیم. تنها اجازه دهید که پرسنل شما از این دستگاه خرید کنند. این کار برای آن ها بسیار بهتر بود به این علت که دیگر ریسک ها و زحمت هایشان بسیار کمتر میشد. نتایج بررسی های ما این بود که اگر بتوانیم 50 تا یا بیشتر دستگاه تولید کنیم سود حاصل، از سود بانکی هم بیشتر است.

دستگاه فروش خودکار

اما دیگر نمی‌توانستیم هزینه ساخت آن دستگاه ها را بپردازیم. به دنبال سرمایه گذار میگشتیم. بالاخره یک سرمایه گذار پیدا کردیم که مجاب شد که هزینه آن را بپردازد. بنابراین توانستیم طی چندین مرحله به هدف برسیم. در هر مرحله حدود 40 دستگاه ساختیم. از لحاظ فنی نیز دستگاه را ارتقا دادیم و مدل های لبخند 1 را ساختیم. البته قبل از این مساله به فکر ارتقای فنی بودیم و برنامه اش را طرح ریزی کرده بودیم. پس از ان دستگاه لبخند2 و 3 را طراحی کردیم. در سال 95 قصد داشتیم 95 دستگاه تولید کنیم و این اتفاق تا سال 96 ادامه داشت. طی سه مرحله این تولید انجام شد. در این سه مرحله دستگاه های لبخند 2 و 3 را تولید کردیم. بهره برداری از دستگاه ها نیز از همان سال 95 شروع شد و دستگاه وندینگ اسپادانا در مکان های مختلفی قرار داده شد.

شرکت توسعه اندیش اسپادانا

در آن زمان بهره برداری و تولید در همین ساختمان در پارک فناوری انجام میشد. انتقال اجناس و نیاز به انبار باعث شد که واحد بهره برداری به تهران منتقل شود. ما دستگاه را تولید میکردیم و به تهران میفرستادیم و انها مکان یابی و نصب میکردند.

شرکت توسعه اندیش اسپادانا

تولید تا سال 96 ادامه داشت و بهره برداری نیز از آن زمان تا امروزه در حال انجام است.

ذی نفعان دستگاه وندینگ چند دسته هستند؟

تا همین اواخر فکر میکردیم که تنها تولیدکننده، سرمایه گذار و خریدار ذی نفعان وندینگ محسوب میشوند اما حساب کردم 15 دسته ذی نفع بود. برای مثال کسی که دستگاه را شارژ میکند یک ذی نفع است.

اینکه چه اتفاقی افتاد که به این مطلب دست پیدا کردم هم جالب است که بدانید. سال 97 میخواستم یک دستگاه جدید تولید کنم و میخواستم از دیدگاه افراد مختلفی که با این دستگاه سروکار دارند بسنجم نه از دیدگاه خودم که طراح یا تولیدکننده ام. از دیدگاه من هر چه هزینه دستگاه پایین تر و وزن ان کمتر باشد بهتر است. اما برای فردی که میخواهد دستگاه را شارژ کند این مهم نیست که وزن دستگاه چه قدر است بلکه سینی ها به اندازه کافی بیرون بیاید و فاصله سینی ها به اندازه ای باشد که بتواند به راحتی اجناس را داخل ان جا دهد.

خلاصه در یک جدول از دیدگاه این 15 دسته، ویژگی های خوب و بد دستگاه را نوشتم. توقعاتشان را نوشتم.

وبلاگ

خرید وندینگدستگاه فروش اتوماتیکدستگاه فروش خودکاردستگاه وندینگشرکت توسعه اندیش اسپادانا

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *